سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
58
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
الفاظ نادر و دور از ذهن قرآن را و ديگرى اخبار وارده مناسب با هر آيهاى را در تفسير خود مىآورد و غير آنها كه هر كدام يكى از اغراض گوناگون قرآن را دنبال مىكنند ، زيرا « هر كسى را بهر كارى ساختند » . مؤيّد اين عقيده ما است حديثى كه ثقة الاسلام كلينى آن را در باب اختلاف الحديث از اصول كافى به سند خودش از سليم بن قيس هلالى در حديثى طولانى از اميرالمؤمنين - عليه السّلام - نقل كرده كه آن حضرت در پاسخ او مفصّلا مطالبى بيان نموده تا اينكه فرمود : « و بر پيغمبر خدا - عليه السّلام - هيچ آيه قرآنى نازل نمىشد جز آنكه برايم مىخواند و بر من ديكته مىنمود ، و من به خطّ خود مىنوشتم و تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاصّ و عام آن را به من مىآموخت و از خدا خواست كه به من نيروى بخاطر سپردن آن را عطا كند ، از آن زمان كه آن دعا را درباره من كرد هر آيهاى از كتاب خدا را كه به من آموخت ، و هر علمى را كه به من ديكته نمود و من نوشتم فراموش نكردم ، و آنچه را خدا به او آموخت از حلال و حرام و امر و نهى كه بوده يا خواهد بود ، و هيچ كتابى كه بر پيغمبرى قبل از او نازل شده بود دربارهء طاعت و معصيت نماند الّا آنكه به من ياد داد . و من حفظش كردم و يك حرف آن از خاطرم محو نشد ، آنگاه دست خود را بر سينهء من نهاد و از پروردگار خواست كه قلبم را از علم و فهم و حكمت و نور پر كند . من گفتم : اى رسول خدا پدر و مادرم فدايت ، از آن هنگام كه آن درخواست را از خدا دربارهء من نمودى چيزى را از ياد نبردم ، و آنچه را هم ننوشتم از دستم نرفته است ، آيا پس از اين ترس فراموشى